گلستان سعدی-دیباچه

 

مجلس تمام گشت وبه آخر رسید عمر

ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

سعدی علیه الرحمه

 

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم

همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

ع.م.م

 

بادکنکه!

آی بادکنک!

بادکنکای خوب دارم!

بادش کنید،

از غصه های دلتون!

از حرفاتون،خواسته هاتون!

از رنجاتونو درداتون!

بادش کنین،تا دلتون خالی بشه!

تا جای خوشحالی بشه!

بادکنکو هواش کنین!

انقد بالا...بالا...بالا،

تا برسه پیش خدا!

اونوقت وایسین نیگاش کنین!

هروقت که دیدین ترکید،

یعنی خدا حرفاتونو،

باگوشای خودش شنید!

بادکنکه! آی بادکنک!

...

دکترعلی شریعتی

حسین بیشتر از آب،

تشنه ی لبیک بود!

افسوس...

که به جای افکارش،زخمهای تنش را نشانمان دادند،

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند...!   

غم هم اگر ترکم کند

تنهای تنها می شوم

             هرکه دراین بزم مقربتر است

                                            جام بلا بیشترش می دهند

گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز / که هست در پی شام سیاه صبح سپید

گیرم که فلک همدم وهمراز آید

ناسازی دهربرسرساز آید

یاران موافق از کجاجمع شوند؟

وین عمرگذشته از کجاباز آید؟