یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
آن جوانبخت که می زدرقم خیروقبول
بند ه ی پیر ند انم ز چه آ زاد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تورسد
ناله ها کرددراین کوه که فرهاد نکرد
سایه تا باز گرفتی زچمن ، مرغ سحر
آشیان در شکن طره ی شمشاد نکرد
شاید، ار پیک صبا از تو بیا موزد کار
زانکه چالاکترازاین حرکت باد نکرد
کلک مشاطۀ صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
مطرباپرده بگردان وبزن راه«عراق»
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود « حافظ »
که شنید این ره دلسوزکه فریاد نکرد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۳:۵۱ ب.ظ توسط ریحان
|
شعر های عاشقانه ای که